دکتر مرتضی مجدفر را در میان ساعتهای کلاس دانشگاه و در راهروهای کتابخانه، از میان ورقهای مقالات «رشدمدیریت مدرسه» شناختم. همیشه آرزو داشتم از نزدیک ملاقاتش کنم؛ زیارتی که هنوز نصیبم نشده، اما کلامش همواره راهبر بوده است. استاد مجدفر، استاد انتخاب عناوین قلقلک ذهن و مقالههای شیرین است؛ کسی که بافت واژهها را لمس میکند و آفرینندگیاش، خورشیدی است در روزهای سرد و برفی آموزش. او معلمی است که توانسته در ساختار آموزشی، «قهوهی تلخ» را شیرین و ماندگار کند.
جدیدترین اثر ایشان با عنوان تأملبرانگیز «خوف و رعب آمد به جای عقل و هوش»، حاصل «بحران در بحران» است؛ روایتی از بحران جسمی استاد، بحران جنگ و تلاطمات آموزشی کشور. چنانکه دکتر حمیدرضا کفاش بهدرستی در وصف ایشان گفته است: «اگر از او بپرسند اصلیترین سرمایهات چیست؟ پاسخ خواهد داد: لبخند یک دانشآموز.»
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
درسگفتارها: چراغی در فرآیند آموزش
درسگفتار ۱ (تاریخچهی آموزش در بحران):استاد بر این نکته تأکید دارد که در اضطرار، رگاصلی آموزش باید حفظ شود؛ آن هم با روشهای تدریس اثربخش، آموزش بازیوار و ایجاد فضای طنز و فرحبخش.
درسگفتار ۲ (تفاوتهای فردی شاهکلید آموزش):اشاره به تفاوتهای فردی و تفاوت آستانهی تحمل یادگیری درآموزش مجازی و کلاسیک؛ واقعیتی که هرگز نباید نادیده گرفته شود.
درسگفتار ۳ (آموزش مجازی کلاس اولیها):یاد گفتوگوی خودم با برادرزادهی کلاساولیام افتادم که میگفت: «وقتی مدرسه میرم، دوستامو میبینم، بازی میکنم… اما آنلاین، ۴ زنگ پشت لپتاپ میشینم…». نویسنده دراین بخش به خوبی نشان میدهد که چطور تعادل بین بازی و یادگیری بهم ریخته است. آیا میتوان با وجودکلاسهای آنلاین هم روز متعادلی برای کودکان پدید آورد؟ پاسخ را در این کتاب خواهید خواند.
درسگفتار ۴ (آیندهسازان):نگاهی به کنکوریها؛ همانهایی که قرار است ادارهی کشور را به دست بگیرند و جامعهتصور میکند اگر لحظهای سر از کتاب بیرون آورند و موسیقی گوش کنند، دنیا به آخر رسیده است!
درسگفتار ۵ (کودکان و نوجوانان معلول):این بخش نشان میدهد که شرایط بحرانی برای این دانشآموزان، گاهی«فرش قرمز آموزش» است؛ نه یک تهدید.
درسگفتار ۶ (تلهی کمالگرایی): بحثی داغ برای همه، بهویژه در عصر هوش مصنوعی. استاد با ظرافت مرز میانکمالگرایی سالم و ناسالم را ترسیم میکند؛ همان مرز باریک بین کوه و دره.
درسگفتار ۷ (بلوغ در شرایط بحرانی):این بخش، صدای شنیده نشدهی دختران و پسرانی است که در سایهی جنگ وبحران، سلامت روان و جسمشان دستخوش تغییرات پنهان میشود.
در جایی از کتاب میخوانیم:«بحرانها، از جمله جنگ، تنها زیرساختها و امنیت فیزیکی جوامع را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه آثار عمیق و گاه پنهانی بر سلامت روان و جسم افراد، به ویژه گروههای حساس جامعه، برجای میگذارد. دختران و پسرانی که در یکی از حساسترین مراحل رشد انسانی یعنی دوران بلوغ قرار دارند، از جمله گروههاییاند که بیش از دیگران در معرض پیامدهای این شرایط در دوران بحران، جزو گروههای پرخطر محسوب میشوند و اگر شرایط ادامهی آموزش به شکل مجازی فراهم شود، معلمان به این قبیل دانشآموزان به ویژه براساس مقتضای سن و جنسیتشان باید توجه خاص داشته باشند.»
استاد به زیبایی الاکلنگ میان «یکسانانگاری» و«توجه به تفاوتها» را به تصویر کشیده در پاسخ به پرسشهایی همچون «آیا وقوع بحران، میتواند روند بلوغ را تحت تأثیر قرار دهد؟ یا استرس بحرانها، از جمله جنگ چگونه در سیکل قاعدگی دختران دیده میشود؟»
درسگفتار ۸ (تعلیم و تربیتِ ستمدیدگان):عنوانی که مثل ژاکت بافتنی در سرمای زمستان، مورد نیاز است. فرهنگدر دلِ تاریکیِ مناطق محروم، مثل چراغقوه عمل میکند که باید با خلاقیتِ معلمانِ معجزهآفرین، راهگشا باشد.
درسگفتار ۹ (تیزهوش یا سختکوش؟):اینجا هم «تفاوت» پرنور میشود؛ مثل بستن دکمههای پیراهن. اگر دکمهیبالایی را با یکی پایینتر جابهجا ببندی، در پایان پیراهنی کجوکوله به تن خواهی داشت.
درسگفتار ۱۰ (همدردی):در کتاب میخوانیم: «آیا میتوان به آلا، کودکی که ۷ نفر از اعضای خانوادهاش را در بمباراناز دست داد، گفت: خب آلا جان، بیا کلاس، وقت درس و مدرسه است!»
برای تهیه کتاب
علاقهمندان برای تهیه این اثر ارزشمند، لطفاً «تعداد مورد نظر» را به همراه آدرس کامل، کد پستی، شماره همراه، ونام و نام خانوادگی گیرنده از طریق پیامرسانهای «بله» یا «ایتا» به شمارهی ۰۹۱۲۶۷۲۰۶۷۷ دکتر کفاش ارسال فرمایید.
✍🏻صدف پورمنصف




آخرین دیدگاهها