تربیت شوق‌انگیز یا اجبارگریز؟

مادرم تعریف می‌کند: «پدرش خدابیامرز سحرها زودتر  از همه  بیدار می‌شد، رادیو را روشن می‌کرد. با دعای سحری  زمزمه‌وار همراهی می‌کرد. مادر پلو و کباب چنجه را می‌پخت. 

پدر موقع سرو یک زرده تخم‌مرغ خام هم رویش می‌انداخت. 

دخترک از ذوق سحری از خواب می‌پرید.

پدر می‌گفت: بفرما سر سفره. 

مادر می‌گفت: روزه نمی‌گیره که… 

اما همین سحری‌ها شوق سحر اولین روزه را دردلش شعله‌ور کرد.»

اول محبت بعد تکلیف یا برعکس؟ 

✍🏻صدف پورمنصف

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *