آیا یادگیری عمیق در حال فراموشی است یا صرفاً در حال تغییر شکل؟

به دانشجوی ترم چهارم کارشناسی مدیریت صنعتی گفت:

«این ترم چه واحد مدیریتی داری؟»  

– «منابع انسانی!»  

+ «منظور مدیریت منابع انسانی!»  

– «فکر کنم… بذار گروه تلگرامم رو بررسی کنم.» [گوشی را برداشت، کمی سرک کشید.]  

«بله، همانی که شما گفتی!»  

+ «دیگه چه واحدهای تخصصی گذراندی؟»  

– «ترم پیش رفتار سازمانی. خیلی واحد گذروندم.»  

+ «اسمشون؟»  

– «نمی‌دونم!»  

+ «کتاب‌هایت را داری؟»  

– «نه، من هر درس که پاس بشه، از گروه تلگرام کلاس بیرون می‌آم. کتاب‌هام هم بیشتر پی‌دی‌افه، پاک می‌شه!»  

+ «ارائه هم در کلاس دارید؟»  

– «بله، با چت‌چی‌پی‌تی انجام می‌دم. اونا کاری نداره!»  

+ «چیزی هم یاد می‌گیری؟»  

– «وا نه! مثلاً وقتی بهم می‌گن کنفرانس بدم، از چت‌چی‌پی‌تی استفاده می‌کنم، فصل رو خلاصه می‌کنه، نکاتش رو درمیاره، من فقط از روش می‌خونم.»  

+ «استاد چیزی نمی‌گه؟!»  

– «دیروز به دوستم گفت: “این چه وضع ارائه است؟!” دوستم گفت: “مگه چشه؟! به چه دردمون می‌خوره؟ دیگه هوش مصنوعی اومده! تازه برید شکر کنید که هنوز دانشجو دارید، دیگه دانشجو هم نمیاد، دانشگاه لازم نیست!”»  

آیا در دنیایی که وابستگی به فناوری روزبه‌روز بیشتر می‌شود، فراموشی روش‌های سنتی آموزش خطرناک است؟

وابستگی شدید به فناوری، چه تأثیری بر نیروی کار آینده خواهد داشت؟ 

اگر روزی دسترسی به اینترنت یا ابزارهای دیجیتال محدود شود، آیا فارغ‌التحصیلان امروز توانایی حل مسائل بدون کمک فناوری را خواهند داشت؟ 

این همان نقطه‌ای است که دانشگاه‌ها باید به آن توجه کنند، چگونه می‌توان تعادلی میان بهره‌گیری از فناوری و حفظ مهارت‌های بنیادین یادگیری ایجاد کرد؟

وابستگی بیش‌ازحد به فناوری، ممکن است ما را از ذات واقعی یادگیری دور کند، یادگیری‌ای که نیاز به تفکر انتقادی، تحلیل مستقل و حفظ دانش دارد. 

✍🏻صدف پورمنصف

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *