دختری که از پیش‌پا‌افتاده‌ها استعاره می‌ساخت

او در دانشگاه، رشته مدیریت آموزشی خوانده بود. در واقع مدیریت آموزشی فرزند خوانده‌ی او بود. می‌گفت:مدیریت آموزشی زیر بنای تمام مدیریت‌ها ست.

در عصر زمستانی، در کافه‌ای، در شهر تهران دور هم نشسته بودند.

الف:من یه کنافه سرشیر با کرم مخصوص می‌خواهم.

ب:مدیریت کنافه سرشیر چه استعاره خوبی ست.

ج:من تارت فندقی کوچکی می‌خواهم. استعاره هم شد تنقلات؟

ب:از تنقلات شیرین‌تره. فرآیندها و الگوهای سازمان بسیار پیچیده ست. برای شناسایی دیدگاه‌های کلی از استعاره‌ها استفاده می‌کنیم.

الف:حالا یه چیزی سفارش بده. جان من نگو چاق می‌شوم.

ب: استعاره سازمان چاق همین ست. من تنقلات نخورده اضافه وزن پیدا می‌کنم.

ج:تو نوشیدنی بخور،  شیرینی سفارش نده.

الف:نه بابا، الان نوشیدنیشم استعاره ست.

الف- در حالی که می‌خندید. کاغذ و روان‌نویسی از داخل کیفش در آورد. روی کاغذ نوشت: مدیریت چای ماسالا.  گفت:به نوعی بهبود عملکرد به همراه دارد . طعم آن شیرین و تند است.  این نوع مدیریت برای سازمان طبعش  مفید است.  تفاهم بین کارکنان  و مدیر را  فراهم می‌کند که این امر میزان کیفیت در روابط انسانی را بالا می‌برد.

ج:تو که لاغر بشو نیستی، لااقل یه چیزی سفارش بده.

ب:چای ماسالا و کروسان موز و شکلات. کروسان موز و شکلات را با شما تقسیم می‌کنم اما برای چای ماسالا برنامه نچینید.

الف: تو بخور، ما هرگز کش نخواهیم رفت. [به «ج»چشمک زد.]

ب:مدیریت تارت فندق. اگر مدیر به موقع در جلسه حضور پیدا نکند، شیرینی آن سفت و خشک  می‌شود. به دندانها آسیب می‌زند. لذت خوردن را می‌گیرد.

الف:اگر از فندق در  آن استفاده نشود، چه اتفاقی می‌افتاد؟

ب:در درجه‌ی اول رضایت مشتری را از دست می‌دهد. فندق برای قوای سازمان مفید تلقی می‌شود،  چون هماهنگی بین فعالیت‌های مدیر و یادگیری کارکنان صورت می‌دهد.

ج:[در حالی که از جایش برخاست و به سمت صندوق رفت.] آقا ببخشید، سفارش ما را ثبت کنید. یک عددچای ماسالا و یک عدد کروسان موز و شکلات. یک عدد تارت کوچک فندقی. یک عدد هم کنافه سرشیر با کرم مخصوص.

الف؛یک چایی هم برای من اضافه کن.

ج: همه‌ی این موارد استعاره مدیریتی بودند، قابل خوردن که نیستن.

فردی که پشت صندوق نشسته بود با تعجب به آنها نگاه کرد و گفت: بالاخره ثبت کنم یا نه؟

الف:ثبت کنید، دیوانه ایشان است. [در حالی که با دستش به «ب» اشاره کرد.] همیشه ساکت یک گوشه نشسته و اسم ما بد در رفته.

فروشنده گفت: کمال هم‌نشین در شما اثر کرده.

 ب:[زیر لب زمزمه کرد.]تئوری و عمل مدیریت توسط یک فرآیند استعاری شکل می‌‌گیرد که تقریبن بر هر کاری که ما انجام  میدهیم تأثیر گذار ست.

الف: فرد پشت دخل  را روغن کاری کردم.

ب:برای توصیف من از استعاره، ایشان را روغن کاری کردی؟

الف-خندید و هیچ نگفت.

 ج:  این تنقلات استعاره، آخر کار دستت می‌دهد. استعاره نشد زندگی. خواهشن یه کم فقط زندگی کن. از این کتاب‌ها دست بکش.

ب:استعاره‌های ساده گاهی می‌تواند اهداف مفیدی داشته باشد. استعاره‌ها می‌توانند در سازمان یا مدیریت خلق‌و خو، شخصیت و منش یک فرد را برای ما به نمایش بگذارند.

استعاره‌ها

کیومرث نیاز آذری و همکاران در کتاب«نظریه‌های سازمان و مدیریت در هزاره‌ی سوم» چنین بیان کردند:

«استعاره نوعی صنعت ادبی برای تشبیه و مقایسه ست. توصیفی از یک پدیده بر اساس تشبیه و مشابهت با پدیده‌ای دیگر بر مبنای دارا بودن وجوه اشتراک می‌باشد. »

از سوی دیگر، شکلهای گفتاری هستند که دو شی‌ء یا مفهوم نامرتبط را با هم مقایسه میکنند. میتوان از آن برایانتقال پیام به روشی کوتاه و مختصر استفاده کرد. با مقایسه یک مفهوم ناآشنا با چیزی آشنا، یک مدیر می توانداهمیت یک مفهوم یا ایده را نشان دهد.

نقش استعاره‌ها در تئوری سازی

فروپون و مک لاچلین  درمقاله‌ای‌ باعنوان«استعاره در ساختمان تئوری مدیریت عملیات» چنین مطرح کردند:

«پتانسیل خلاقانه‌ی استعاره‌ها در تئوری سازی سازمانی شناخته شده است. به نقل از باکسنباوم و رولو نیز چنین گفتند: « نظریههای سازمانی از بلوکهای سازنده مختلفی تشکیل شدهاند که مهمترین آنها تجربه، مفاهیم نظری واستعارهها هستند.

به طور کلی، استعاره ها دو نقش کلیدی در تئوریسازی سازمان ایفا میکنند؛

-استعاره‌هاممکن به عنوان ابزاری برای درک سازمانها استفاده شوند، زیرا آنها «تأثیر توضیحی»دارند.

-استعاره‌ها ممکن به عنوان ابزاری برای تحریک تخیل و ایجاد بینش در مورد سازمانها استفاده شوند. زیرا آنها«تأثیر مولد» دارند.

به نقل از  باکسنباوم و رولو نیز چنین مطرح کردند:

تصاویر منتقل شده توسط استعارهها، نظریه پردازان را تحریک میکند تا گزارههای جالب جدیدی در مورد زندگیسازمانی ایجاد کنند.»

استعاره‌هایی که تفاوت ایجاد می‌کنند

*در کتاب«نامه‌های یک دوست» رابینز می‌گوید:«پشت هر استعاره و ضرب المثل یک سیستم اعتقادی‌ست. وقتی استعاره‌ای را برای توصیف زندگی یا وضعیت‌تان انتخاب می‌کنید، باورهایی را که از آن حمایت می‌کنند هم انتخاب می‌کنید. به همین خاطر است که باید در شیوه‌ی توصیف دنیای خود مراقب باشید.»

✍🏻صدف پورمنصف

*رابینز، آنتونی، نامه‌های یک دوست، ترجمه: مهدی نکویی و میترا افشاری، انتشارات نگاه نوین، چاپ اول

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *