«یادگیری اعتماد کردن یکی از سخت ترین کارهای زندگی است.»
آیزاک واتس
«اگر زیاد اعتماد کنید ممکن است فریب بخورید، اما اگر اعتماد کافی نداشته باشید در عذاب زندگی خواهید بود.»
فرانک کرین
«میخواستم توضیح دهم که اعتماد کردن سختتر از قابل اعتماد بودن است.»
سایمون ون بوی
در جایی از نمایشنامهی بن بست، اثر ریچارد پارسونز، ترجمهی بهرنگ رجبی چنین میخوانیم؛
آرابلا:خیلی مشتاق زل زده بودین به گلها. همین باعث شد دعوتتون کنم بیاین تو.
برایان:بهتره مراقب باشین. این دورو بر آدم ناجور هم هس.
آرابلا: حتم دارم که میتونم به شما اعتماد کنم. قیافهتون که معصومه.
برایان:بعضی از بدترین آدمها هم قیافهشون همینجوریه… بیمارهای روانی خوشرو.
خلاصه همین چهرهی معصوم و مشتاق بودن وی سبب دعوتش به ویلا میشود. دخترک سبب همین اعتماد به قتل میرسد.
میکا وانهالا، شای اس تزافریر در مقالهای با عنوان «اعتماد و عملکرد سازمانی در زمینه های مختلف» میگوید:«انواع مختلف اعتماد بر اساس ماهیت امانتدار میتواند متمایز باشد. میتوان به افراد خاص اعتماد کرد(یعنی اعتماد شخصی)یا به سیستمهای سازمان یافته اعتماد کرد (یعنی اعتماد غیر شخصی)
و هر دوی این موارد باید زمانی پوشش داده شوند که اعتماد در یک سازمان تحت نظارت باشد. معمولاً در میزان اعتماد یک فرد نسبت به مراجع مختلف تفاوت وجود دارد. علاوه بر این، ابعاد مختلف اعتمادسازمانی دارای ویژگیهای ارتباطی متفاوت و در نتیجه نتایج متفاوتی هستند.
بنابراین، اگر اعتماد سازمانی را هم به صورت بین فردی و هم غیر شخصی در نظر بگیریم. اعتماد بین فردی یکرابطه دوجانبه است که به عنوان یک موضوع در نظر گرفته میشود.
به طور خلاصه، ما اعتماد بین فردی را به عنوان «انتظارات مثبت کارکنان در مورد شایستگی، خیرخواهی و قابلیتاطمینان فوری همکاران و مدیران ناشی از تعاملات متقابل مثبت گذشته»تعریف میکنیم.
در این مطالعه، اعتماد غیرشخصی به عنوان «انتظارات کارکنان فردی در مورد توانایی و انصاف سازمانکارفرما»تعریف شده است.
اعتماد غیرشخصی مبتنی بر نقش ها، سیستم ها و شهرت است، در حالی که اعتماد بین فردی مبتنی بر تعامل بینفردی بین افراد در یک رابطه خاص است و به طور کلی جو اعتماد درون سازمانی را تشکیل می دهد.»
نوفیانتی و همکاران در مقالهای با عنوان«اعتماد سازمانی و سکوت سازمانی: عوامل پیش بینی کننده تعهدسازمانی» به نقل از چن و همکارانش میگوید: «اعتماد سازمانی تبادل عاطفی مثبتی بین سازمان و کارکنانش ایجاد میکند. بنابراین، اعتماد سازمانی همیشه با تعهد سازمانی مرتبط است.»
میگر و ویت در مقالهای با عنوان «اعتماد به مدیریت در سازمانها» میگویند؛ «اعتماد از روابط، شهرت وهنجارهای اجتماعی ناشی میشود.»
و همچنین معتقدند؛ «اگر قرار است یک توافق غیررسمی بین مدیریت و یک کارمند اجرا شود، هر دو طرف بایداطمینان داشته باشند که طرف مقابل به توافق پایبند است، حتی اگر هیچ گونه تحریم قانونی برای عدم انجام آنوجود نداشته باشد. برای تحقق این امر، یک قرارداد ضمنی باید خوداجرا باشد، به این صورت که هر دو طرفمیخواهند به آن احترام بگذارند. به این ترتیب، حتی اگر مدیران و کارکنان کاملاً به نفع شخصی عمل کنند، اعتمادمیتواند توسعه یابد.»
در روابط، اعتماد بخش مهمی از مشارکتهای کسب و کار است، این مشارکتها بین کسب و کار اصلی و تامینکنندگان، مشتریان یا شرکای سرمایه گذاری مشترک باشد. ایجاد اعتماد اغلب یک هدف کلیدی کسب و کارها است وایجاد اعتماد بین شرکای تجاری مزایای زیادی دارد. با این حال، اعتماد میتواند جنبههای منفی خود را نیز داشتهباشد.
معادله اعتماد
رفتارشناسان سازمانی گاهی از معادلهای به نام معادله اعتماد برای نشان دادن اجزای یک رابطه اعتماد در کسبوکاراستفاده میکنند. معادله به صورت زیر آورده شده است:
اعتماد = (اعتبار + قابلیت اطمینان + صمیمیت) / خود محوری.
اعتبار به این اشاره دارد که یک شریک تجاری چقدر قابل باور است. قابلیت اطمینان به میزانی اشاره دارد که یکی ازشرکای تجاری میتواند روی دیگری برای انجام تعهدات حساب کند. صمیمیت به نزدیکی رابطه بین دو شریک اشارهدارد. خود محوری به میزان توجه شرکا به اهداف فردی خود اشاره دارد.
✍🏻صدف پورمنصف
https://smallbusiness.chron.com/longterm-partnership-agreements-74369.html

آخرین دیدگاهها